مرگ

دیگه داره حالم از این زندگی مزخرف به هم می خوره

دیگه طاقت هیچ چیزی رو ندارم

با یه تلنگر ساده میریزم به هم و می زنم زیر گریه

خیلی بده وقتی توی یه جمع دوستانه نشستی و همه دارن میگن و می خندن،تو یهو میری توی فکر و اشک توی چشمام حلقه می زنه! می خوای گریه کنی اما نمی تونی! جلوی دوستات زشته!اما وقتی دیگه از شدت بغض داری احساس خفگی می کنی دیگه چاره ای پیدا نمی کنی به غیر اینکه از جمع دوستانه بلند بشی و بری بیرون و یه جای خلوت پیدا کنی و بلند بزنی زیر گریه!!!!!!!!!!!!!!

هزاران بار برای من این اتفاق داره  هر روز اتفاق می افته

 خیلی سخته

خیلی سخته خودتو با اطرافیانت مقایسه کنی

بهشون حسودی کنی  و هزاران بار به خودت لعنت بفرستی و به خودت بگی بی عرضه

آره، من بی عرضه و بی لیاقتم

 

نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لعنت به من که نمی تونم مثل بقیه دخترا و پسرا باشم

زندگی اینقدر سیاهه که داره حالمو به هم می زنه

نمی دونم چرا خدا راحتم نمی کنه

خودم به درک!

یه دنیا از دستم راحت میشه!

دیگه وقتی کسی دوستم نداره هیچ دلیلی برای موندن ندارم

نه خدا، نه پدر و مادر، نه دوستام و نه...

هیچ دلیلی برای موندن ندارم

خسته ام از این همه حرف ناراحت کننده

خدایا کجایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو که گفتی خودمونو بسپارم به خودت

پس کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا نمی بینی این همه غصه و گریه رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می خوام داد بزنم

اما حیف صدام به کسی نمی رسه

خدایا

من خسته ام

بریدم

نمی خوام دیگه باشم

 

/ 0 نظر / 2 بازدید