کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

امان از این عشقی که عاشقم نیست

امان از این گل که شقایقم نیست

امان از این یار نفس بریده

امان از این بغضی که هق هقم نیست

تازه می خواستم تو دل تو جا شم

تازه می خواستم به تو مبتلا شم

خراب شدی رو سر آرزوهام

تاوان این عشقو من از تو می خوام

نفرین به من که پر پرت نکردم

مثل خودم در به درت نکردم

دستتو خوندم و چشامو بستم

از حال و روزم خبرت نکردم

نفرین به تو که باورم نکردی

عاشق شدم عاشق ترم نکردی

سوختم و دل به هیچ کسی ندادم

تو سایه تو تاج سرم نکردی

 

 

ای یگانه ام

ای شکیب لحظات بی تکرار من

هرگزگریزمرافرارمعنانکن

می روم تاشاخه های ناهمگون

وجودم راهرس کنم

تانگویی بی شکوهم

می روم تاعشق را

درسلاخ خانه عاشقی

قربانی کنم

می روم تادستانم رابه گردن

نجابت حلق آویزکنم

وچشمانم رابرای همیشه

درنهان خانه تاریکی پنهان کنم 

ودلم رابرروی غزال های زیبا

ببندم

شاید.........

اقرارکنیدکه من نجیب وبی همتایم

/ 0 نظر / 5 بازدید