دلم گرفته آسمون...!!!

دلم گرفته آسمون...!!!
دلم />گرفته آسمون کجا برم؟به کی بگم؟
این همه خستگی و غم اما بازم باید که زندگی کنم
دلم می خواست رها بشم برم ز شهر آدما
هرجا که فکر کنی برم فقط برم از اینجاها
خسته شدم از بی کسی دستای سرد و یخ زده
آخه بابا عاشق شدم چرا کسی نمی شنوه؟
صدای قلبمو دارم با اسم اون داد می زنم
بغض گلوی عاشقو دارم که فریاد می زنم
چشام برا دوری اون دنباله یه بهونه بود
تا که نشون بده چقدر این عاشقه دیوونه بود
یکی می گفت عاشق بود و بنده خدا دوری کشید
نعره زد و کمک می خواست،هیشکی به دادش نرسید
حالا دیگه خسته شده سر به بیابون می زاره
شبا ز درد عاشقی از جدایی باز می ناله
صدای خنده های تو داره می ره ز خاطرم
توروخدا خدای من نزار که از یادش برم
خسته شدم ای آسمون از همه چی از همه جا
کاشکی یه روز بیای بگی بیا بریم اون بالاها
انگاری که خدا می خواد آدم بدا رو دق بده
خدای من بزار که برگمو بدم نمره دنیامواگه می خوای تو یک بده
دلم واسه ندیدنت مجنون شده اینو بدون
عشق منو گرفتن و گفتن که تو خونت بمون
شکست دلم با رفتنت بعد تو مهربون من انگاری دیوونه شده
سهم دلم از عشق تو چند دقیقه گریه شده
قسم میدم نگاهتو توروخدا به رو خیال من نبند
من عاشقم عاشق خنده های تو یه کم دیگه به روم بخند
تنهایی امشبم گذشت مثل شبای قبل من با درد دوری تو بود
ولی تو انگاری که باز حتی خیالتم نبود
فرق من و تو همینه من عاشقم تو بی خیال
خواستن تو برای من دیگه شده خیلی محال
پاکی عشق تو رو عمرا به دنیا نمی دم
هرچی می خوای دکم بکن اما از اینجا نمی رم
امشب تو رو تو آسمون مثه ستاره ها دیدم
رویای با تو بودنو امشب چه خوشگل کشیدم
می خوام بگه دوست دارم،قلبمو امشبم دیدم
تلخی خداحافظی رو دوباره امشب چشیدم
بازم تو رو می سپرمت دست خدای خالقت
سیاهی قلب منو ببخش به پاکی دلت
/ 0 نظر / 3 بازدید